تبليغاتX
روزنگار
در مورد وقایع روزانه و تفسیرات شخصی از وقایع افغانستان

       

 

 دوست عزیز آقای علی احمدی دانشجوی کارشناسی حقوق دانشگاه تهران

        کسب رتبه چهارم حقوق بین الملل تجارت در کنکور دوره کارشناسی ارشد را تبریک عرض کرده و برای تان آروزی موفقیت دارم.

        امیدوارم که الگویی برای سایر هموطنان مان واقع شوید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/04ساعت 12:37  توسط صفراحمد فهیمی (سرشار) | 

 

 

تقدیم به همه دوستان معلمم در مدارس خودگردان که عشق به شما و وظیفه خطیر شما دوباره قلم را در دستانم قرار داد.

 

                                                  معلمی شغل انبیاست.

 

این حدیث رسول رحمت اشاره به عظمت کار انبیا دارد. آنان که پیامبران را بعنوان حاملان وحی قبول ندارند با تمام وجود اذعان میکنند که پیامران مردان بزرگی بودند چون تحولات عظیمی را در جامعه بشریت ایجاد کردند.

کار پیامبران با تمام عظمت با مشکلات عظیمی نیز به همراه بوده است. ییامبر اعظم اسلام برای اینکه زحمات و تلاشهای پیامبران به فراموشی سپرده نشود با معلمی مقایسه کرده است. کسانی که حتی برای یک لحظه در جایگاه و نقش معلمی قرار گرفته اند سختی و عظمت این وظیفه را با تمام وجود لمس و درک کرده اند.

همچنین معتقدم که هیچ معلمی به اندازه معلمین مهاجر افغانی در مدارس خودگردان سختی این کار را درک نکرده باشند. با وجود این عشق و شور خاصی نیز دارد.

به عنوان عضو کوچک این طبقه، هفته معلم را به همه دوستان معلمم در مدارس خودگردان تبریک عرض میکنم. هرچند در جمع شان نیستم اما تمام وجودم با شماست.  

 

                                            تا جهان باقیست یارب کشورم آباد باد

                                             راهیان را علم باد استاد ما را عمر

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/10ساعت 18:20  توسط صفراحمد فهیمی (سرشار) | 
 

تا فصل دیگر خدا حافظ

تصمیم چنین است که از نوشته های دوستان بیشتر استفاده کنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/05/17ساعت 22:45  توسط صفراحمد فهیمی (سرشار) | 
 

یک هفته از طرح سهمیه­بندی بنزین نگذشته که رئیس­جمهور احمدی­نژاد از طرح سهمیه­بندی برق خبر داد. احمدی­نژاد که به همراه هوگو چاویز از میدان نفتی عسلویه دیدار می­کرد، با موفقیت­امیز توصیف کردن طرح سهمیه­بندی بنزین اعلام کرد که به زودی برق نیز سهمیه­بندی خواهد شد و برای عملیاتی شدن آن کنتورهای جدیدی طراحی شده است.

 

سئوالی که مطرح میشود انیکه چه سیاستی پشت این طرح­ها ممکن است وجود داشته باشد؟

 

پاسخی احتمالی که برای این سئوال می­توان ارائه کرد، به رابطه ایران و نظام بین­الملل بر می­گردد. اساسا افکار عمومی جهانی در جهت تحریم ایران جدی به نظر می­رسد. چنانچه تحریم­هایی که شورای امنیت براساس فصل هفتم در نظر گرفته عملیاتی شود، ممکن است نتواند ایران را به زانو درآورد اما شرایط بسیار سختی را برای مردم ایران از لحاظ اقتصادی بوجود خواهد آورد.

 

لذا با توجه به این پیش زمینه طرح­های سهمیه­بندی با تمام مشکلاتی که ممکن است ایجاد کند، افکار عمومی ایرانیان را برای رویارویی با  پیامدهای شوم تحریم آماده کرده تا دچار شوک روانی ناگهانی نشوند. همچنین این طرح می­تواند راهکاری برای ذخیره ارزی دولت برای رویارویی با احتمالات پیش­بینی ناشده باشد.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/16ساعت 10:12  توسط صفراحمد فهیمی (سرشار) | 
  

دموكراسي در ساده­ترين تعريف يعني حكومت مردم بر مردم؛ كه يك تعريف واژة از دموكراسي است. در اين معنا كلمه «مردم» گنگ، نامفهوم و بي­معناست. چون در تمام انواع حكومت­ها اين مردم هستند كه بر مردم حكومت مي­كنند.

اما اگر حكومت را برمبناي اصل مشروعيت تعريف كنيم، دموكراسي از ساير انواع حكومت­ها متمايز مي­شود. يعني دموكراسي نوعي نهاد حكومتي است كه مشروعيت خود را آراي مردم – چه­بطور مستقتيم يا غيرمستقيم – كسب مي­كند. در نوشتار زير به بررسي نقش پارلمان يكي از اركان دموكراسي مي­پردازيم.

افغانستان در طول تاريخ براي اولين­بار است كه رداي دموكراسي با مشروعيت مردمي را مي­پوشد. پارلمان بدليل عضويت از اقشار جامعه نماد افكار عمومي و روح ملت مي­باشد كه توسط مردم انتخاب مي­شوند.

لذا انتظار عمومي چنين است كه پارلمان بعنوان روح يك ملت محل ترويج تساهل و تسامح باشد. و برهمين مبنا نيز به وضع قوانين و مقرراتي بپردازند كه افكار و نحله­هاي فكري مختلف در جامعه ضمن تفاوت با صلح و آرامش در كنار يكديگر زندگي كنند.

روحيه نقد و انتقاد پذيري يكي از ويژگيهاي هر نهادي است. لذا نمايندگان پارلمان تنها با نقد منصفانه گذشته مي­توانند براي بهبود وضع آتي جامعه قانون وضع كنند. اما به خاطر داشته باشيم كه اين نقد سازنده و با راه حل مناسب همراه باشد. نقد نبايد بيان كننده عقده­هاي دروني و يا تاريخي باشد. چون عقده به دنبال خود عقده مي­آورد. و ترويج كننده دشمني و كينه در سطح عمومي خواهد بود.

حال كه افغانستان مدعي است رداي دموكراسي را بر تن كرده، بايد فعاليت­اش شايستگي اين نام را داشته باشد. اما در عمل مشكلي كه دامنگير نهاد قانون­ساز شده، همان نقد تخريبي است. مثلا ملالي جويا نماينده پارلمان يكي از منتقدين اصلي گذشته تاريك افغانستان است اما متاسفانه اين نقد گاهی فقط تخريب­كننده شخصيت است و بي­اعتمادي را دامن ميزند و هيچ­گونه راه حلي براي بهبود ارائه نميكند.

ملالي جويا در يك برنامه تلويزيوني شبكه طلوع، پارلمان افغانستان را (بدليل حضور مجاهدين) بدتر از طويله خوانده است. اين حرف چه معني مي­تواند داشته باشد؟ بنظر ميرسد كه خانم جويا معتقد است همه ملت افغانستان حيوان هستند چون حيواناتي از جنس خود را انتخاب و روانه پارلمان كرده اند.

آيا اين يك نقد سازنده است؟ مسلما خير بلكه تخريب كننده و است بنيان برافكن است.

همه ملت طالبان را تروريزم مي­دانند چون خون مردم را بدون دليل ريخته و جان­شان را ميگيرند. اما نقد خانم جويا بدتر از ترور وحشتناك طالبان است. خانم جويا با اين عمل در حقيقت ترور شخصيت مي­كند. كاري كه ملت را از درون تهي مي­سازد.

من مدافع عمل جهاديون نيستم بلكه معتقدم بايد محاكمه شوند. اما در شرايط كنوني فقط تساهل است كه مي­تواند افغانستان را از لجن بحراني كه دامنگيرش شده نجات دهد.

 

شما چه فكر ميكنيد؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/03/02ساعت 11:8  توسط صفراحمد فهیمی (سرشار) | 
 

تصميم گرفتم از تو صحبت نكنم

از چشم تو با دلم روايت نكنم

اما كسي از دورن من مي­گويد

اين كار نميشود حماقت نكنم

 

كوتل اوتله نامي آشنا براي تمام كساني كه از مسير انگوري به جاغوري رفت و آمد كرده اند. تنگي اوتله منطقه پشتون­نشين است.  محلي مخوف كه اكثر دزدي­ها و كشتار مسافرين شيعه (هزاره) در اين منطقه صورت مي­گيرد. پاسگاه امنيتي اوتله براي حفظ امنيت و جان مسافرين نزديك به دو سال است كه در اين منطقه ايجاد شده است. پنجشنبه ۲۰ اردديبهشت با حمله ناگهاني  طالبان شش نفر سرباز اين پاسگاه همگي به شهادت رسيدند. براي كسب اطلاعات بيشتربه سايت جاغوري مراجعه كنيد.

 

اسماعيل جوان ۲۴ ساله فرمانده پاسگاه تنگي اوتله هم­بازي دوران كودكي ام بود. اسماعيل را با چشمان سبز درشت و خنده­هاي بلندش مي­شناختم. يادش بخير آن روز تابستاني كه با هم زير درختان زردالو بعد از دقايقي بازي، كشتي گرفتيم. نميدانم كدام­مان برنده شديم اما قدرت بازوانش خيلي زياد بود.

 

مهاجرت مرا از همه چيز و همه كسانم جدا كرد. ديگر از اسماعيل خبري نداشتم. در اواخر دوره طالبان (حدود سالهاي ۱۳۷۹-۸۰) شنيدم كه اسماعيل همانند ساير افغاني­ها در ساختمان­ها و كارخانه­هاي تهران كار ميكند. حدود دو سه سال قبل شيندم كه عضو نيروهاي باشي حبيب شده و در تنگي اوتله براي حفظ امنيت جاني و مالي شيعيان ايفاي وظيفه ميكند. همه از شجاعت و نترسي و جوانمردي­اش صحبت ميكردند. تابستان سال ۱۳۸۳ در مسافرتم به افغانستان حدود يك ماهي در جاغوري و زادگاهم تبقوس اقامت داشتم. در اين مدت آنقدر دوربرم شلوغ بود كه اصلا نتوانستم به فكر اسماعيل بيفتم و سراغش را بگيرم.

افسوس افسوس...

 

شنبه شب  ۲۲ ارديبهشت وقتي خسته از فعاليت روزانه ساعت نه شب به خانه رسيدم، خبر شهادت اسماعيل جوان، برادر نوجوان و چهار نفر از همراهان­اش را شنيدم. به شدت ناراحت شدم و بغض گلويم را گرفت نتوانستم جلوي اشكهايم را بگيرم. اول از همه به حال ملت مظلوم افغانستان گريستم و سپس به حال بيچارگي انسان­ها و در نهايت براي اسماعيل و همراهانش.

اسماعيل پدرش را از دست داده است اما مادرش زنده است. نميدانم كه چگونه ميتواند غم از دست دادن دو جوان ۲۴ ساله و ۱۸ ساله­اش را تحمل كند.

 

از همه شبها زودتر به رختخواب رفتم اما تا نيمه­هاي شب فقط گريستم از ترس اينكه هق هق گريه­هايم را بقيه نشنود با وجود گرمي هوا خود را با پتو پيچاندم و به همراه اسماعيل به خاطرات دوران كودكي رفتم.

اين مطلب را در حالي مي­نويسم كه بازوانم از غم مظلوميت مهاجرين و بيچارگي ساكنان افغانستان سنگين است. فكرم قفل كرده و فقط نم نم اشك است كه وجودم را سبك مكند.

از دوستاني كه در شهرهاي مذهبي ساكن­اند عاجزانه تقاضامندم هنگام رفتن به اماكن زيارتي، براي مظلوميت ملت افغانستان و اسماعيل جوان و همراهانش دعا كند. و براي قلب شكسته مادرش از خداوند صبر بخواهند. مخصوصا كساني كه ساكن قم هستند و مسجد مقدس جمكران نزديك شان.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/02/23ساعت 14:6  توسط صفراحمد فهیمی (سرشار) | 
    

      این گزارش را آخرین شب همایش نوشته بودم. اما متاسفانه تا امروز نتوانستم برای تان پست کنم. دلیل اش تنبلی من نیست

بلکه بی وفایی دوستان است. میخواستم نامه سرگشاده که حاصل تلاش جمعی دانشجویان بود را نیز در آخر بیاورم.

متاسفانه دوستانی که حافظه با خودشان برده بودند بی مهری از خود نشان داده و هرچه تلفنی تلاش کردم که برایم میل کنند تا امروز

این کار نکردند. پس فقط برداشت مرا بخوانید.

 

چهارمین همایش اتحاد دانشجویان کشورهای اسلامی(سيزدهم و چهاردهم ارديبهشت) دراردوگاه شهیدباهنر نیاوران در حالی آغاز شد که قلب و فکر دانشجویان افغانستانی شرکت کننده در این همایش در تب ناملایمات و برخوردهای ضدبشری می­سوخت. شاید این اولین اتحاد در گفتار و عمل بود که دانشجویان افغانستانی تجربه میکردند.

همایش دو روزه و به گونه زیر برنامه ریزی شده بود:

افتتاحیه همایش: سخنرانی دکترحداد عادل رییس پارلمان ایران

ادامه همایش: برگزاری میزگردهای جداگانه برای هر کشور اسلامی تا مشکلات­شان را خودشان بررسی کنند.

اختتامیه: سخنرانی دکتر رحیم­پور ازغدی.

در میزگرد افغانستان فریداحمد خروش دانشجوی رشته علوم سیاسی به بررسی پدیده مهاجرت و چالش­های فراروی آن و محمدباقر حسینی دانشجوی حقوق به بررسی رابطه افغانستان و جهان اسلام و سیدمحمد حمیدی دانشجوی اقتصاد به بررسی برنامه­های اقتصادی دولت جدید پرداختند.

نتیجه میزگرد به چالش کشیدن همایش اتحاد بود. خروش معتقد بود که برخورد غیرانسانی به نحوی که کرامت و شرافت انسانی را لگدمال میکند، نمیتواند با طرح اتحاد همگون باشد. چه­طور ما ندای وحدت دانشجویان کشورهای اسلامی را شعار خود قرار میدهیم اما در عمل زشت­ترین برخوردها را با بخشی از پیکره دنیای اسلام _ مسلمانان افغانستان _ انجام میدهیم؟

مسئولین همایش اصرار داشتند که مسئله برخورد با مهاجرین افغانستانی کاملا سیاسی است و هیچ ارتباطی با موضوعات همایش ندارد و این ایده آنها با شدت و هیبت از سوی دانشجویان افغانی رد میشد. در کنار این همایش شب شعر با شکوهی برگزار شد که نقدی بود بر برخورد ضد انسانی و ضد اسلامی دولت ایران.

دستاورد این همایش برای دانشجویان افغانستان نوشتن نامه سرگشاده به خانه قانون ایران (رئیس مجلس) و دولت افغانستان بود که به امضای بیش از 300 نفر از دانشجویان افغانی حاضر در همایش رسید.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/02/23ساعت 13:11  توسط صفراحمد فهیمی (سرشار) | 
 

اپیدمی انحراف تفکر: افیون جامعه هزاره نوشتاری از صفراحمد فهيمي (خودم) در مورد اسیب شناسی اندیشه و ترویج آن. مقاله را  در سایت بسوي عدالتبخوانید و نظر دهید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/02/02ساعت 16:35  توسط صفراحمد فهیمی (سرشار) | 

 

 

دكتر سپنتا نزديك به يك هفته براي چانه زني­هاي سياسي در مورد مسائل و مشكلات مشترك بين دولتين افغانستان و ايران در تهران به سر برد. گفته مي­شود كه دليل اصلي سفر وي حل مسئله تبادل آتش بين مرزبانان دو كشور در مرز هرات بوده است.

سئوالي كه مطرح ميشود اين است كه چه مسائل ومشكلاتي بين دو دولت وجود داشته و اين سفر تا چه حد مفيد واقع شده است؟

مشكلات:

·            مسئله حضور انبوه مهاجرين و نحوه بازگشت آنان به كشورشان.

·            آموزش و پرورش كودكان، نوجوانان و دانشجويان مهاجر در ايران.

·            چشم انداز روابط اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي دو كشور.

·            ...

نتايج مذاكرات:

·           مهاجرين بايد هرچه سريع­تر برگردند.

·           با توجه به مطلق بودن حق حاكميت دولتها، مسائل آموزشي بستگي به اراده دولتمردان ايران دارد.

·           درهاي افغانستان به روي تمام كالاهاي ايران بدون هيچ پيش شرطي باز است.

 

اما آنچه كه در اين مذاكرات مهم بود دعوت از آقاي احمدي نژاد به افغانستان است. اين در شرايطي است كه شوراي امنيت اسامي ۶۹ نفر از سران دولت ايران را در راستاي تحريم عليه اين كشور بعنوان افراد ممنوع الخروج اعلام كرده است. هيات همراهي كننده آقاي احمدي نژاد ممكن است شامل يكي از افراد ممنوع الخروج نيز باشد.  ايران با اين سناريو بدنبال شكستن قدرت اجرايي راي شوراي امنيت است. اگر نيروهاي ايساف اقدام به شكستن مصونيت هيات همراه كرده و قطعنامه شوراي امنيت را عملي كند موضع دولت افغانستان چه خواهد بود؟

اساسا انتظار نميرفت كه با توجه به شرايط و جو حاكم بر نظام بين الملل آقاي سپنتا دست به چنين ريسك بزرگ سياسي بزند. با اين حال پشت اين دعوت چه منافعي براي افغانستان ميتواند وجود داشته باشد، نياز به تفكر بيشتري است. شما چه تصوري داريد؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/01/29ساعت 12:6  توسط صفراحمد فهیمی (سرشار) | 

 

هر مهاجرتي در هر گوشه دنيا صورت گرفته، بعد از گذشت چند سالي مهاجران در دل آن جامعه حل شده است. جامعه امريكا جامعه مهاجران است و مردم از نقاط مختلف با فرهنگ­هاي مختلف، خودشان را امريكايي مي دانند و در آبادني آن سرزمين با صداقت كامل تلاش ميكنند.

 

مهاجرت مردم افغانستان به كشورهاي همسايه مخصوصا ايران با وجود تمام ريشه هاي مشترك فرهنگي و عقايد و ارزشهاي مشابه، بعد از گذشت سه دهه هر روز حادتر شده است. مهاجران كه هيچ حتي فرزندان شان كه متولد ايران هستند، هيچگاه خود را وابسته به اين سرزمين نديده اند و در كلام كلام شان آواي غربت و سرگرداني متبلور است.

در اول قصد داشتم كه تحليلي علمي و عقلي از حضور مهاجرين در جامعه ايران و پيامدهاي آن ارائه دهم اما متاسفانه برخورد مسئولين دولتي ايران آنقدر احساسي است كه هيچ جايگاهي در عقل ندارد. ديشب حاجي پور استاندار قم با صراحت و بي شرمي از شبكه قم اعلام كرد: از اول فروردين (يعني يك هفته ديگر) هر ماشيني كه مهاجر بدون مدرك افغاني سوار كند شش ماه خوابانده خواهد شد. هر كارفرمايي كه كارگر افغاني استخدام كند جريمه مليوني خواهد شد. ماموران نيروي انتظامي شهر قم هر افغاني را كه ديد بايد از او مدرك اقامتي معتبر خواسته و در صورت نداشتن بازداشت و به اردوگاه سفيد سنگ و تلي سيا و ... بفرستد. با كمال بي شرمي و وقاهت از مردم نيز درخواست كرد كه آدرس منازل افغاني را به پليس ۱۱۰ اطلاع دهد و ...

پشت اين همه بي شرمي و بي حيايي چه منطقي ميتواند وجود داشته باشد كه بخواهيم با عقل توضيح دهيم؟ اين بي حيايي در صراحت لهجه را فقط با عقل شهوت پرست و حيواني ميتوان توجيه كرد كه از توان من خارج است.

و فقط توصيهء به مهاجرين افغاني از جمله خودم دارم مواظب باشيد. هر دست سنگيني كه بر بازوي تان فرود مي­آيد، دست نوازش نيست بلكه حكم سرگرداني ديگر بر خرابه هاي سرگرداني شماست.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/23ساعت 13:45  توسط صفراحمد فهیمی (سرشار) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اينجا منم ايستاده بر ديوار شب!
و عدالتي را مي‌خواهم
كه روزي در پشت ديوارهاي ترديد گم شد؟!
اينجا منم ايستاده بر ديوار شب
و فرياد آزادي‌اي را مي‌خواهم كه روزي زنجير استبداد آن را خورد.
اينجا منم رها شده در غفلت زمان
فرياد خدا را مي‌خواهم
و رهايي‌ام را!
شعر از: فاطمه نبی مهدوی

نوشته های پیشین
خرداد 1388
اردیبهشت 1387
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM